تبليغاتX
قبل از مصرف خوب تکان بدهید - شعری از مسعود احمدی متولد 1322-انتخاب از کتاب ( دو سه ساعت عطر یاس ) نشر همراه 1382

                          من ملک بودم و ...

 

 

شمعدانی ها را بیاورم تو ؟

 

اصلا جور در نمی آید

نه این باران با اجساد توی اتوبوس      نه این کلاغ با نعش های توی تاکسی

پیاده رو هم

مثل خیابان دارد بالا می آورد از بوی این همه لاشه :

رهگذران پوک

کروبیانی که سیگار می فروشند و جوراب    روسری    کمربند    فنجان

فرشتگانی که تکدی می کنند یا بزک کرده اند و ایستاده اند در دو قدمی چارراه

این یکی را باش

که هم موبایل دارد    هم دلال

و حالا دارد به سراغ نفر بعدی می رود

 

داودی ها را کجا بگذارم       کنار پنجره یا روی میز هال ؟

 

کولی ها زاری می کنند و التماس

و اگر به جایی نرسید        دلبری

 

پری کجایی  ؟

 

دهان ملایک لبریز یاوه

پستوی مغازه ها پر از نفس نفس و دستمال کاغذی

و خدا

دمادم در مجلس ختم آدم

 

از صدای صندل هایی سبک چرت بعد از ظهر راه پله یی پاره می شود

ابوالهول  هفتاد ساله

در جایی را باز می کند که هر روز از پانزده به بعد تعطیل است

ده دقیقه

دقیقا ده دقیقه بعد

سیندرلای سیزده ساله

به لکه یی تازه بر گردن    چروکی جدید بر روح    اسکناس هایی نو در کیف

از همان در خارج می شود    پله ها را پس می زند و می زند به خیابان :

-         تاکسی ! مرکز خرید آفریقا

 

حالا فرشته یی که بال هایش را گرو گذاشت

کنار خیابان عق می زند و می زند زیر گریه

و بعد از دو سه سرفه :

- در بست تا پاساژ گلستان

 

بالاخره داوودی ها را کجا بگذارم ؟

 

هنوز

صد قدم تا ته روز

که زودپز را روی چراغ می گذارد   خودش را در گنجه :

-         الو می توانید بیایید

 

خدا

می خواهد روزنامه بخرد

جیب ها را زیر و رو می کند

فقط خیلی پرز   کلی آه    دو نخ هما   

 

شمعدانی ها را جلوی پنجره می گذارم       داودی ها را روی میز هال

بعد هم

چای را دم می کنم    پنجره را باز        پاها را دراز

و فکر نمی کنم

حتا به نارونی که تا دو دقیقه قبل همین جا بود     توی آینه     کنار قفسه کتاب

 

 

پل عابر پیاده خوابگاه ارواح افیونی

گوشه ی پارک سر پناه اشباح نشئه

مجدلیه دارد به جای اولش بر می گردد        عیسی به  دخمه یی در مسکر آباد

و کسی که قرار بود بیاید

دارد در ایتگاه مترو نی لبک می زند  

و اصلا حواسش نیست

سکه یی  که در کلاهش می اندازند  تقلبی ست

نوشته شده توسط علی خادمی در شنبه 16 دی1385 ساعت 22:40 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar