این رویا
دست از سر من بر نمی دارد
تو
راهت در خیابانی گم می شود
که تمام درختان آن با من رفت و آمد دارند
و من این بار ...
عذابم یک گاری وجدان می کشد
از کتابی که تو بودی
نباید تنها عکس هایش را نگاه می کردم
مردم از بس امتحان دادم و باز
تجدید این خاطره شدم
بیست نمی خواهم
به من
ده هم که بدهی
فردا تمام روزنامه ها
عکسم را چاپ خواهند کرد !
نوشته شده توسط علی خادمی در چهارشنبه 2 اسفند1385 ساعت 20:19 | لینک ثابت |
