30
پرتاب در نوشابه
پوستر بهار
صندلی های پلاستیکی
و پیشخوانی پر از ساندویچ و اعداد
داشتم می گفتم ، بله
با پیراهنی پر از غبار و خاکستر به خانه آمدیم
بالاتر از آسمان خودمان
فوت زدیم
ستاره ها جرقه زدند
در نوشابه را به آسمان خودمان چسباندیم
هورا ... ما هم ماه داشتیم
داشتم می گفتم ، بله
ما با فروردین های خودمان عاشق می شویم
وگرنه ماه کجا و آسمان من و تو ...
نوشته شده توسط علی خادمی در پنجشنبه 24 خرداد1386 ساعت 18:47 | لینک ثابت |
