( شلوارم بر شانه هایم )
پدرت بی موقع از راه می رسد
با صورتی سرخ و مشتی خونی
از دهانم حرفی نمی زنم !
...
شلوارم بر شانه ام
و کفش هایم
در دستانم می دوند !
نوشته شده توسط علی خادمی در یکشنبه 4 فروردین1387 ساعت 21:11 | لینک ثابت |
